روزنامه مستقل از ديد روزنامهنگاران
نشريه مستقل قانونمند عمل ميكند
شاهرخ تويسركاني- سردبير مجله دنياي سخن
در پاسخ به چنين سؤالي،ابتدا بايد به بازشكافي مفهوم «استقلال» و نقش«رسانه»بپردازيم، و سپس به اقتضاي زمان و مكان و شرايط فرهنگي، سياسي و اجتماعي، به تعديل و تعريف نسبي اين دو مقوله نزديكتر شويم.
اما اگر منظور دستيابي به تغبير رسانه و استقلال و مجموعاً رسانه مستقل در ايران باشد، يقيناً با اشاره به شرايط و موقعيت كنوني (دورهي تجربهي فضاي باز فرهنگي) يك رسانهي مستقل ميتواند داراي شرايط و خصوصيات بسياري از مناظر و مزاياي مختلف ارزشي، فكري و عقيدتي باشد، كه باز خود اين ديدگاه، زماني به آن مرتبهي تكاملي خود ميرسد كه ما جامعهي مدني، دموكراسي –حالا شرقي آن- و آزادي بيان،انديشه، قلم، و مطبوعات را به گونهاي ژرف تجربه كرده باشيم، يعني در واقع تحولات به شكلي ضمني در ذهن جمعي ما نهادينه شده باشد. در آن صورت ميتوانيم به شكلي نسبي به آن شرايط لازم كه يك رسانه را به سوي « استقلال» هدايت ميكند اشاره نمود. گذشته از اين بحث استقلال، از جمله مباحث كلي است كه از جنبه جامعه شناختي قابل تأويل و تفسير و همچنين برداشتهاي مختلف است. اين اختلاف معرفتي نيز به پسوندهايي بستگي دارد كه در پي كلمهي استقلال ميآيد؛ استقلال سياسي، استقلال اقتصادي، استقلال فرهنگي و ...! كه استقلال جرايد يا مجلهي مستقل هم در حوزهي فرهنگ و بود و نبود آن و بود و نبود آن قابل بررسي است. به اين ترتيب، پيش از هر گونه تعريف و تأويل آرزو شده، بايد عرض كنم كه جهان سوم و در جوامع در حال پيشرفت امكان استقلال مطلق براي مطبوعات وجود ندارد، چرا كه جامعهي مطبوعات يكي از لايههاي مياني مخروط نظام، جامعه و مملكت به شمار ميآيد، و هنگامي كه قاعدهي اين مخروط به عنوان ريشه و پايهي نخست از استقلال لازم برخوردار نباشد، طبعاً لايههاي مياني و ديگر لايهها نيز تا رأس آن نميتوانند مستقل باشند. عدم استقلال فرهنگي و در نهايت نبود استقلال مطبوعات، به ميزان خود كفايي اقتصادي جامعه و پايبندي نظام به اقتصاد بومي بستگي دارد. با اين حال اگر به عنوان يك «آرزو» به يافت و دريافت استقلال مطبوعات نگاه كنيم، متوجه خواهيم شد كه يك نشريهي مستقل از امكانات و دادههاي مختلفي برخوردار است كه سرخط وار ميتوان به چند شاخصهي آن اشاره كرد:
1- نشريهي مستقل پيش از هر چيز حتماً و يقيناً بايد از نظر كاشت و داشت و برداشت اقتصادي، كاملاً تنها و متكي به خود عمل كند، مسئولين چنين جريدهاي اگر به انحاء مختلف و هر نوع تعريفي ـ چه آشكار و چه پنهان ـ تن به پذيرش«يارانه» يا صدقهي فرهنگي-دولتي بدهند، يقيناً در آينده و در برابر چنين هديهاي، به قدرت حاكم، امتيازاتي خواهند داد.
2- نشريهي مستقل در جهان سوم عملاً زير سقف سانسور عمل ميكند كه همين خصيصه يعني قبول قانونمندي به مفهوم كنترل، معناي استقلال را از آن ميگيرد، پس نشريهي مستقل،نشريهاي است كه قانونمند است و در چارچوب عزت و فرهنگ و امنيت ملي عمل كند، اما خط قرمز به معناي خود سانسوري را نپذيرد. چرا كه جامعهي متحول و پرتنش، اين خط معروف به قرمز، وجودي سيال و كيفي متغير دارد، و اصولاً نميتوان حد و ارتفاع خاصي براي آن قايل بود.
3- نشريهي مستقل همواره به ياد ميآورد كه آزدي وديعهاي است كه نه دادني است نه گرفتني، بلكه فهميدني است، و بايد براي فهمش تاريخي، بهاي لازم پرداخته شود، و اولين شرط اين معاملهي فرهنگي، حفظ حراست و قدر داشتن و قدر دانستن حضور قلم و آزادي در فضاي تمرين ناشدهي جامعهي مدني است.
4- نشريهي مستقل از چنان پختگي حرفهاي برخوردار است كه در گامهاي نخست تجربهي «سفر به سوي جامعهي مدني»، دوستان متعصبگريزان از آزادي را زخمي و خشمآگين نميكند، و اگر مسئولين جريدهي مستقلي با قلم لرزان خود دست به چنين تقابل شتابزدهاي بزنند، عملاً از استبداد خواستگاري كردهاند.
5- نشريهي مستقل، بويژه از نوع شرقي و از نوع ايراني و جامعهي امروز آن، نميتواند بدون جبههگيري و تعريف درست حق و باطل، وارد ميدان مبارزه (به مفهوم جذب مشتري و خوانندهي فعال) شود، و جالب اينجاست كه در اين مقطع، بعضي نشريات – با ورود به ميادين جهتدار- هويت مستقل خود را از دست ميدهند.
6- نشريهي مستقل نميتواند هم مستقل باشد هم بلندگوي يك نوع تفكر خاص، و من در ايران سراغ ندارم جريدهي مستقلهاي كه دستكم روش حتي، صاحب موضع مشخصي نباشد.
7- از كاغذالاخبار ميرزا صالح شيرازي ( در اوايل قرن نوزدهم ميلادي) تا روزنامهي شما ( گزارش روز، در بدو ورود به قرن بيست و يكم...) ما حتي در مقاطع آشوب: در صدر جريان مشروطيت، شهريور 20، دورهي مصدق و بعد از آن، نشريات مستقل نداشتهايم، جرايد مهاجم را نبايد مستقل تلقي كرد.
دیدگاه خود را بنویسید