اي هدهد «صبا» به سَبا ميفرستمت
فرامرز پايور هم ما را تنها گذاشت. درباره او چه ميتوانم بگويم؟ بزرگ بود و بيهمتا، هديهاي بود براي هنر ايران زمين. پايور در سال1311 خورشيدي ديده به جهان گشود. هفتاد و هفت سال زندگي كه همعنان و آغشتهی موسيقي بود. او زادهی خانوادهاي اهل هنر بود. پدری که نقاش بود و پدربزرگ نيز چنانكه از نامش پيداست «مصورالدوله»خوانده ميشد، از نقش به نُت. استاد پايور در هفده سالگي خدمت صبا رسيد، يادگار صبا بود و از سَبا آمد. او نزد بسياري درس گرفت امّا همواره از عبدالله دوامي و نورعلي برومند به عنوان آموزگاران متفاوت خود ياد ميكرد. شاگرد بر حق ابوالحسن صبا بود و همواره ميگفت: «هر چه دارم از او دارم.» اين سلسله، زنجيرهاي زرّين بود، از حبيب سماعي تا علياكبرخان شهنازي، تا دوامي و نورعلي تا خود پايور، و آخرين بازماندهی هنر سنتور، مشكاتيان. اين سلسله، ستارگان بيهمتاي سپهر خنياگري بودند. يك روز مشكاتيان نقل ميكرد كه: «بداههنوازي را در لحظه، من از پدران خود آموختهام، يعني اين جسارتِ خلاقه، مولودِ سماعي تا پايور است.»